خوش آمید
با سلام .
به وبلاگ ضد گریه خوش آمدید . امیدوارم لحظات شادی را در وبلاگ ضد گریه سپری کنید .
با تشکر مدیر وبلاگ : danial
به وبلاگ ضد گریه خوش آمدید . امیدوارم لحظات شادی را در وبلاگ ضد گریه سپری کنید .
با تشکر مدیر وبلاگ : danial
پیغام مدیر
با سلام و درود خواهشن لطفاً التماس میکنم اگه از مطلبی خوشتون اومد نظر بدین بدتون اومد نظر بدین فقط نظر بدین قربونتون برم من یه تنه
دخترای بدجنس
این مطلب داستان من هست.
چند روز پیش تویه شهرک ما جنگ دخترا و پسرا اتفاق افتاد که هر 3 سال انجام میگیره اونم با آب البته بعد از 30 دقیقه نگهبانی فداکار میزنه در پوزه ی ما و جنگ ما رو به هم میزنه،آخه مثل آدامس میمونه گیر میده.
داشتم میگفتم چند روز پیش هنوز جنگ شروع نشده بود من مثل یک اوسکل وارد جمع شدم و برای خیس نشدن من طرفداری دخترا رو کردم بعد همون موقع انگار من سوت شروع جنگ باشم که از هر دو طرف مورد حمله قرار گرفتم منظورم پسرا و دخترا هست، حالا از بالا از رو به رو از پشت سر و...... من و خیس کردن که من و وادار کردن که بگم غلط کردم.
خلاصه ما روز بعد یک سرما خوردگی ملوس گرفتیم.
اینم از داستان ما.
نظرات شما عزیزان:
نویسنده : danial | جمعه 15 ارديبهشت 1391
- 23:5 |